عبد المحمد آيتى

188

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

نيز سوگند خورد كه از اين پس بر ضد ملك‌اسلام چيزى ننويسد و نگويد . [ 335 ] ولى به عهد خود وفا نكرد و در وقتى كه جمال الدين دستجردانى با صاحب اعظم صدر جهان راه دشمنى پيش گرفته بود او نيز نامه‌ها مىنوشت و با دشمنان او هم‌آواز مىشد . چون صدر جهان پيروز شد و بار ديگر بر مسند اجلال قرار گرفت به علت سخنانى كه شنيده بود موضوع دعوى ملك اسلام را پيش كشيد و فرمان داد تا عز الدين مظفر و ملك اسلام در مجلس محاكمه حاضر شوند و دعاوى خود اظهار دارند . در روز پنجشنبه دهم محرم سال 696 كه شاهزاده سلطان محمد به مقام سپيدكوه نهضت فرموده بود در بندگى ايلخان مجلس محاكمه را برپا ساختند . شاه بر صندلى نشسته بود [ 336 ] ملك اسلام را بنواخت و فرمود تا خصم او را نيز به محاكمه حاضر آوردند . ملك اسلام خواسته بود كه ايلخان خود محاكمه را استماع فرمايد . چون خصم حاضر شد . ملك‌اسلام عرضه داشت : خصم دستخط دهد كه اگر بطلان دعوى او به اقامت بيّنت ثابت گردد به هرچه فرمان نافذ شود قيام نمايد و الا با زن و فرزند و دارائى در معرض گناه و سخط و استهلاك پادشاه باشد . ايلخان تبسم فرمود و عز الدين سخت ناراضى به نظر آمد . ولى ناچار خط بداد . عز الدين آغاز سخن كرد و گفت كه مبلغ دويست تومان ( - دو هزار هزار دينار ) زر از توفيرات مقاطعهء برّ و بحر و يكهزار و پانصد من مرواريد از حاصل غوص بر عهدهء ملك اسلام است و توجيه دعوى آنكه در مقاطعه مدت شش سال كه متصرف بود به حكم ارغون خان چهل و دو تومان ( - چهار صد و بيست هزار دينار ) زر برگرفته و تفاوت اخراجات مقررى سى و سه تومان ( - سيصد و سى هزار دينار ) زر به خاصهء خود تصرف نمود و مجموع اين مقدار هفتاد و پنج تومان ( - هفتصد و پنجاه هزار دينار ) زر شود باقى را نيز از توفير مقاطعهء سه سالهء شيراز بر حسب رفع محاسبات و تحقيق مداخل وجوهات محقق گردانم . آنگاه محضرى هم كه بر صدق قول او گواه بود بعرض رسانيدند . ولى گواهان همه ، شهادت را تكذيب كردند . ايلخان پرسيد كه : حساب مرواريد از كجا بدست آورده است ؟ گفت : سالى كه غوص خوب باشد هفتصد و پنجاه من مرواريد بدست آيد و سال بعد چهار صد و پنجاه من و سال سوم دويست و پنجاه من و من حداقل را حساب كرده‌ام . بطلان سخن او بر شاه و امراء بزرگ چون نورين نوئين ، ساتلمش ، حاجى ، ستاى و ترمتاز و صاحب‌ديوان صدر جهان آشكار گشت . ملك اسلام هم فرمان ارغون خان را با